الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )

72

ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى )

نه آفتابى ( سوزان ) بينند و نه سرماى زمهرير ( ، بلكه در هواى خوش و باغى دل‌كش تفرج كنند ) ، و سايهء درختان بهشتى بر سر آنها و ميوه‌هايش در دست‌رس و به اختيار آنهاست . و ( ساقيان زيباى حور و غلمان ) با جام‌هاى سيمين و كوزه‌هاى بلورين بر آنها دور زنند كه آن بلورين كوزه‌ها ( به رنگ ) نقرهء خام و به اندازه و تناسب ( اهلش ) مقدّر كرده‌اند ، و آن‌جا شرابى كه طبعش ( چون ) زنجبيل گرم و عطرآگين است به آنها بنوشانند . در آن‌جا چشمه‌اى است كه سلسبيلش نامند ، و دور آن بهشتيان پسرانى زيبا ، كه تا ابد نوجوانند و خوش‌سيما ، به خدمت مىگردند كه در آنها چو بنگرى گمان برى كه لؤلؤ منثورند . و چون آن جايگاه نيكو را مشاهده كنى عالمى پرنعمت و كشورى بىنهايت بزرگ خواهى يافت . بر بالاى بهشتيان لطيف ديباى سبز و حرير ستبر است . و بر دست‌هاشان دست‌بند نقرهء خام ، و خدايشان شرابى پاك و گوارا بنوشاند . اين بهشت بدين نعمت و عظمت ، به حقيقت پاداش اعمال شماست و سعيتان ( در راه اطاعت حق ) مشكور و مقبول است . نعمت‌هاى بهشتى دايم لا ينقطع نعيمها ؛ نعمتش منقطع نگردد . إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى أُولئِكَ عَنْها مُبْعَدُونَ * لا يَسْمَعُونَ حَسِيسَها وَ هُمْ فِي مَا اشْتَهَتْ أَنْفُسُهُمْ خالِدُونَ * لا يَحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الْأَكْبَرُ وَ تَتَلَقَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ هذا يَوْمُكُمُ الَّذِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ ؛ « 1 » و البته مؤمنان آنان كه توفيق و وعدهء نيكوى ما ( در سرنوشت ازلى ) بر آنها سبقت يافته از آن دوزخ به دور خواهند بود . آنها هرگز آواز جهنم را نخواهند شنيد و به آن‌چه مشتاق و مايل آنند ( در بهشت ) تا ابد متنعمند ، و هيچ‌گاه فزع اكبر و هنگامهء بزرگ قيامت ، آنها را محزون نخواهد ساخت و با آنان فرشتگان ( رحمت ) ملاقات كنند ( و گويند : ) اين است آن روز ( سعادت ) شما كه در دنيا به شما وعده مىدادند .

--> ( 1 ) . انبياء ( 21 ) آيات 101 - 103 .